۶ شهریور، ۱۴۰۰الههالهه چهارشنبه ساعت 11، تهران دیدار اول ـ دیشب احساس عجیبی داشتم. مثه همیشه عصبانی نبودم. یا حداقل مثه این یکی دو سال گذشته بعد از […]
۶ شهریور، ۱۴۰۰پرهامپرهام دیدار اول، تهران در را باز کردم اما کسی دراتاق انتظار نبود. بعد از چند لحظه به پیغام گیرم گوش کردم. پرهام بود که برایم […]
۶ شهریور، ۱۴۰۰لنادوشنبه ساعت 10 صبح، استکهلم تازه زنگ کلیسای نزدیک مطب ام ساعت ده را اعلام کرده بود که با عجله وارد اتاق شد. سلام کوتاهی کرد:ـ […]
۶ شهریور، ۱۴۰۰کاوهکاوه دیدار اول، استکهلم ایرج نیک بان چند دقیقه قبل از اینکه در اتاق را باز کنم، صدای عصبانی مردی را شنیدم که تلفنی با کسی […]